
xa0 این گرمایxa0 عشقو عشقxa0 سخن بی انتهاستشروعش عاشقانهراهش مشتاقانهوxa0xa0 سرودشxa0 همچون رنگین کمان زیبای با تو بودنو پایانش ,xa0 با تو بودنxa0xa0آنگاه که در لای تک تکxa0 بوسه های مستانه امxa0xa0در تو محو می شومای آروزی بودنxa0xa0 وxa0xa0 ای مایه آرامشم دوستت دارمxa0 دلشی دل آرامم...
ادامه مطلب
من پذيرفتم شكست خويش راپندهاي عقل دور انديش رامن پذيرفتم كه عشق افسانه استاين دل درد آشنا ديوانه استمي روم شايد فراموشت كنمبا فراموشي هم آغوشت كنممي روم از رفتنم دل شاد باشاز عذاب ديدنم آزاد باشگرچه تو تنهاتراز ما مي رويآرزو دارم ولي عاشق شويآرزو دارم بفهمي درد راتلخي برخوردهاي سرد را...
ادامه مطلب
دو ساعتی که به اندازهی دو سال گذشتتمام عمرِ من انگار در خیال گذشتxa0-ببند پنجرهها را که کوچه ناامن است...نسیم آمد و نشنید و بیخیال گذشتدرست روی همین صندلی تو را دیدمنگاه خیرهی تو... لحظهای که لال گذشت- چه ساعتیست ببخشید؟... ساده بود اماچهها که از دل تو با همین سؤال گذشت xa0 ... xa0 گذشت و رفت و به تو فکر میکنم ـ تنها ـ دو ساعتی که به اندازهی دو سال گذشت...
ادامه مطلب
xa0 هوا سرد است..... من از عشق لبریزمچنان گرمم ......چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!هوا سردست اما من ...به شور و شوق دلگرممچه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!تو را هر شب درون خواب میبینمتمام دسته های نرگس دی ماه را در راه میچینمو وقتی از میان کوچه میآیی ...و وقتیقامتت را در زلال اشک میبینم ...به خود آرام میگویم :دوباره خواب میبینم!دوباره وعدهی دیدارمان در خواب شب باشدبیا... من دسته های نرگس دی ماه رادر راه می چینم !!...
ادامه مطلب
xa0 نشسته در تب حال و هوای چشمانتکسی که لک زده قلبش برای چشمانتبهشت را به بها میدهند شکی نیستنشان چشم چرانی بهای چشمانتبرای خلق چنین نقش های دل چسبیچقدر حوصله کرده خدای چشمانت ؟درون قاب نگاهت کشیده است انگاردو بچه آهوی زیبا به جای چشمانتسکوت کرده ای اما غمین و بغض آلودبه گوش می رسد اینک صدای چشمانت؟نگاه من به تنش کرده جامه احرام مگر قدم بزند در صفای چشمانت...
ادامه مطلب